تبليغاتX
[ الشرح الاغراض الدایی جان ناپلئون ]

[ الشرح الاغراض الدایی جان ناپلئون ]

خلقیات ما ایرانیان

 

 

 

 

برخی دوستان ارجمندم می پرسند که « آیا گمان نمی کنی که چنان چه همه ی مطالب این شش وبلاگ را در دو وبلاگ - یکی روان پزشکی و روان شناسی جامعه نگر ، و دیگر س.ک.سولوژی و س.ک.س تراپی - گرد هم می آوردی بهتر می بود ؟!؟ »

پرسیدم چرا این گونه می اندیشند.

پاسخ گفتند: « شمار بازدید آن دو وبلاگ با شتاب بیشتری افزایش می یافت و نیز ما را از سر زدن به تک تک این و بلاگ ها آسوده می ساختی » 

پاسخ دادم : « در مورد شمار بالا یا اندک بازدید وبلاگ ها خیالی نیست. من این ها را برای دل خودم می نویسم. اما در مورد دومی هم خیال من آسوده است ، چون می دانم هر یک از شما بنا بر سلیقه ی ذهنی تان به سراغ برخی می روید و برخی دیگر را رها می کنید ! »

گفتند : « مثلن همین وبلاگ دایی جان ناپلئون را نمی توانستی جزئی از وبلاگ ایران بد آن لاین قرار دهی ؟ فکر می کنی واقعن لازم بود یک وبلاگ جداگانه به یک سریال اختصاص دهی ؟؟ یا نوشته هایت درباره ی صادق هدایت را در یک وبلاگ جدا نگذاری که مجبور نباشی این قدر دیر به دیر به روزشان کنی ؟؟؟ »

پاسخ دادم : « اتفاقن همین دو وبلاگ و نیز وبلاگ از فراز آتشگاه ، از مهم ترین کارهایم هستند ، هر چند دیر به دیر به روز شده و در اندازه ی یک آرشیو قرار بگیرند. »

واقعن هم این گونه می اندیشم. به ویژه در مورد این وبلاگ.

دایی جان ناپلئون تنها یک سریال یا یک کتاب نیست !

دایی جان ناپلئون ، حدیث دیروز و امروز و فردای ماست !!

کدام یک از آدم های پیرامون ما دایی جان ناپلئونی نیستند ؟؟

کدام یک از تیپ ها و کاراکترهای دایی جان ناپلئون را در گوشه و کنار ، دور و نزدیک نمی بینیم ؟؟؟

 آیا جماعت عظیمی هم اکنون درست هم اندیش و هم باور « مش قاسم غیاث آبادی » نیستند ؟!؟

آیا افراد هوس ران و شکم چران هم چون « دوستعلی خان » کم داریم ؟!؟

دایی جان ناپلئون ها ، عزیزالسلطنه ها ، فرخ لقا خانم ها ، دایی جان سرهنگ ها ، شمس علی میرزاها ، آسپیران غیاث آبادی ها ، دکتر ناصرالحکماها ، پوری فش فشوها ، آقا جان ها ، اصغر دیزل ها ، مفتش ها و ..........  پیش چشم ما فراوان دیده نمی شوند؟!؟ 

 از کدام یک ، جز سعیدها و کردارهای نیک و نوع پرورانه ی شازده اسدالله میرزاها ، کاسته شده است ؟؟؟

نه ، « دایی جان ناپلئون »  ایرج پزشک زاد ، هم چون  « علویه خانوم ( این آئینه ی تمام نمای لمپنیزم ایرانی ) » صادق هدایت و « حاجی بابای اصفهانی » جیمز موریه ( میرزا حبیب اصفهانی )  و حتا  « صمد آقا » ی پرویز صیاد از جمله آثاری هستند که آن چنان جایگاهی در توصیف جامعه شناختی و روان شناختی اجتماع در حال گذار ایرانی دارند ، که می شاید و می باید که هر یک دارای وبلاگی جدا و منحصر به خویش باشند.

هر چند که این وبلاگ ها به دلیل گرفتاری ها و دردسرهای پرشمار نویسنده و با دو دست ، چندین و چند هندوانه بلند کردن او  دیر به دیر به روز شوند !  

 

 

دایی جان ناپلئون

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Wed 7 Nov 2007ساعت 2:16  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  | 

 

 

 

 

پنج شنبه بود.

دهم آبان ماه.

دم دکه ی روزنامه فروشی خشکم زد !

از شگفتی.

که سپس با لبخند و در پی آن خنده همراه شد.

نه ، نیازی به مطبوعه ی طنز و توفیق و گل آقا و مکرم و ارحام صدر اصفهانی و نصرت الله وحدت و کریمی نیست. اجتماع ما سراسر طنز و مطایبه است !!

انفجار خنده ی من از خل شدن ناگهانی نبود.

 از تیتر سوم روزنامه ی اعتماد بود که به گمانه زنی های رئیس شیلات میهن مان ، درباره ی دلیل « خودکشی » ( واژه ای نوین در فرهنگستان اخبار به جای کلمه ی « قتل » ) دلفین ها در خلیج فارس و دریای عمان  ، اختصاص داده شده بود :

« استفاده ( ی آمریکایی ها ) از دلفین ها برای جاسوسی »   !!!

بی درنگ به یاد سریال ماندگار دایی جان ناپلئون - شاهکار ماندگار ناصر تقوایی و ایرج پزشکزاد - افتادم و آن پارانویای ملی خودخواسته ی ماندگار دایی جان ( با بازی جاودان غلامحسین نقشینه ) که حتا بالا آمدن شکمبه ی قمر را ناشی از توطئه ی جاسوسان و عمال خودفروخته ی دولت فخیمه ی انگلستان می دانست !!

 

 

جای شکرش باقی ست که ایشان ارزیابی و کارشناسی علت مرگ دلفین ها را به مدیر کل خود در همدان نسپردند و گر نه احتمالن خودکشی در اثر خفگی با پارچه ی تبلیغاتی اسکله عامل و علت مرگ دلفین های بندر جاسک و چابهار و خلیج گواتر بیان می شد !!!!

حالا هر چه کارشناسان بگویند بابا جای چنگک های فلان کشتی صیادی بی ناموس روی پیکر دلفین های نگون بخت در تور به دام افتاده دیده می شود ، باز تا اطلاع ثانوی کار کار آمریکایی هاست تا خلافش ثابت شود !!!!! 

 

 

از آن جا که با توجه به شتاب پایین اینترنت در ایران و نیز در دسترس نبودن سریال دایی جان ناپلئون در وب سایت ها امکان لینک دهی به این آیینه ی تمام نمای اجتماع ما وجود ندارد ، از این پس لینک چند روزنامه ، هفته نامه و ماه نامه را در این وبلاگ خواهم گذاشت تا شما یاران و خوانندگان همیشگی و تصادفی این وبلاگ از طنز جاری و ساری در ولایت ایران و مملکت غیاث آبادش لذت و عیشی سرشار ببیرید ... ! 

 

 

 

 

در جایی از سریال ، مرحوم غلامحسین نقشینه در نقش دایی جان ناپلئون می گوید :

« به قول ناپلئون : " چیزی که حدی ندارد ، خریت ( حماقت ) است ! " »

احتمالن حضرت ناپلئون ،  « وقاحت » را با حماقت اشتباه گرفته بوده اند !!!  

 

 

 

از کودکی به دلفین ، آهو ، اسب ، میمون و سگ و .......... عشق می ورزیدم. همه ی این جانوران را جز دلفین مهربانانه نگاهداری و نوازش نموده و از انس با آن ها برخوردار بوده ام ، اما آشنایی و نوازش دلفین همواره برایم حسرتی ماندگار بوده است. بی چاره دلفین ها نیز در این میهن اهورایی ( !! ) ما آسوده و خوشنود نیستند !!!

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Mon 5 Nov 2007ساعت 10:38  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  |