تبليغاتX
[ الشرح الاغراض الدایی جان ناپلئون ]

[ الشرح الاغراض الدایی جان ناپلئون ]

خلقیات ما ایرانیان

 

 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

 

واقعیت بسیار مهم و خطیری که گهگاه حتا از سوی روان شناسان ، روان پزشکان و روان کاوان نیز نادیده گرفته می شود ، این است که اغلب صفات شخصیت های مرزی ( بوردرلاین ) ، نمایش گر ( هیستریونیک ) و ضد اجتماعی ( آنتی سوشیال ) هم زمان با اختلال شخصیت خودشیفته ( نارسی سیستیک ) در یک فرد دچار اختلال و یا صفات پر رنگ شخصیتی خودشیفته ( نارسی سیستیک ) وجود دارد. 

به طور کلی ، در هر یک از شخصیت های کلاستر ( دسته ) B - شامل نمایش گر ( هیستریونیک ) ، مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) ، ضد اجتماعی و مردم ستیز ( آنتی سوشیال ) و خودشیفته ( نارسی سیستیک ) - اجزا و صفات سه شخصیت دیگر کلاستر بی ( B ) نیز ، در اندازه های متفاوت از صفت ( TRAIT ) تا اختلال ( DISORDER ) نمایان و چشمگیر دیده می شود. این نکته ی نمایان و عیان سبب می شود که تشخیص افتراقی این چهار شخصیت از یکدیگر بسیار بسیار دشوار و در موارد فراوانی در عمل ناممکن شود.

 

رضا شاه پهلوی

 

در واقع ، آگاهي داشتن به موارد زير مي تواند در تشخيص افتراقي اين چهار شخصيت از يكديگر سودمند و اثربخش باشد :

۱) افراد دچار صفات و اختلال شخصیت خودشیفته کمتر از بیماران دچار صفات و اختلال شخصیت مرزی - آشفته ( بوردرلاین ) اضطراب دارند ، زندگی شان کمتر آشوب ناک و آشفته است و کمتر نیز به خودکشی دست می زنند.

۲) در بیماران دچار صفات پر رنگ و اختلال شخصیت ضد اجتماعی - مردم ستیز ( آنتی سوشیال ) ، پیشینه ی رفتار تکانشی ( ایمپالسیو ) وجود دارد که اغلب به سوءمصرف الکل و دیگر مواد محرک و مخدر می انجامد و سبب گرفتاری های مکرر قانونی می شود.

۳) بیماران دچار صفات پر رنگ و اختلال شخصیت نمایش گر ( هیستریونیک ) ، ویژگی هایی از آلت نمایی ( EXHIBITIONISM ) و دست انداختن و سر کار گذاشتن دیگران در روابط بین فردی دیده می شود که با آن چه که در بیماران مبتلا به صفات پر رنگ و اختلال شخصیت خودشیفته دیده می شود ، شباهت دارد.

بیماران دچار صفات پر رنگ و اختلال شخصیت خودشیفته هم چون بیماران مبتلا به صفات پر رنگ و اختلال شخصیت نمایش گر ( هیستریونیک ) نمی توانند پیری و فرسوده شدن را تاب بیاورند ، چون زیبایی ، توانایی ، قدرت و دیگر مزایای جوانی برای شان بسیار مهم است و اینان دو دستی به این ها چسبیده و چنگ یازیده اند.

به همین دلیل خودشیفته ها در برابر بحران های میان سالی آسیب پذیر تر از دیگران هستند.

زنان میان سال خودشیفته به رژیم ها ، ورزش ها ، درمان های هورمونی مجاز و نامجاز و جراحی های چین و چروک برداری و ............. روی می آورند و بسیاری از مردان خودشیفته نیز به رنگ کردن مداوم بخشی یا همه ی موهای سر و حتا دست و سینه ی خود می پردازند.

  

معيارهاي تشخيصي DSM-IV-TR  برای اختلال شخصیت خودشیفته :

 

خود بزرگ بینی ( در خیال یا رفتار ) ، تیاز به پذیرفته شدن ، و نداشتن حس همدلی به صورت الگویی فراگیر و گسترده که از اوایل بزرگسالی آغاز شده باشد و در زمینه های گوناگون به چشم آید که نشانه اش وجود دست کم پنج تا از موارد زیر است :

۱) احساس خودبزرگ بینانه ای به صورت مهم پنداشتن خود ( SELF IMPORTENCE ) داشته باشد ( برای نمونه در کامیابی ها و پیروز ها و توانایی های خود گزافه پردازی نماید یا بدون آن که به موفقیت شایسته ای دست یافته باشد ، انتظار داشته باشد که او را آدم بزرگ و مهمی بدانند. )

۲) مشغولیت ذهنی اش خیالاتی هم چون موفقیت ، قدرت ، استادی ، ذکاوت ، زیبایی و یا محبوب و دوست داشتنی بودن در اندازه ای بی کران ( نامحدود ) باشد.

۳) باور داشته باشد که « استثنایی » است و تنها دیگر افراد یا موسسات استثنایی یا رده بالا می توانند او را درک کنند یا با او رابطه داشته باشند.

۴) نیاز داشته باشد که به شکلی افراطی و بیش از اندازه مورد ستایش و تحسین قرار گیرد.

۵) احساس بر حق بودن ( ENTITLEMENT ) داشته باشد * یعنی به شکل نامعقولی انتظار داشته باشد که برخوردی خوشایند و ویژه و منحصر به فرد با او صورت گیرد و یا این که دیگران خود به خود تسلیم خواسته هاش شوند.

۶) در روابط بین فردی استثمارگر باشد ، یعنی از امتیازات دیگران برای رسیدن به اهداف و خواست های خود سود جوید.

۷) حس همدلی ( EMPATHY ) نداشته باشد ، یعنی دلبستگی ای به درک یا شناخت احساسات و نیازهای دیگران نداشته باشد.

۸) اغلب به دیگران حسودی کند یا بر این باور باشد که دیگران به او حسودی می کنند.

۹) رفتارها و نگرش هایش پر افاده ( ARROGANT ) و تکبرآمیز باشد.

 

البته نمایان و آشکار است که هیچ انسان و موجود زنده ای - حتا جانور و یا گیاه - نمی توانند از عنصر خودشیفتگی ( نارسی سیزم ) بی بهره و محروم باشد. این نارسی سیزم است که برای هر آدم و یا جانداری ، انگیزه ی زندگی و مبارزه با مرگ و نابودی را پدید می آورد. پس در طی تاریخ آفرینش ، وجود اندازه ای از خودشیفتگی مثبت و نابیمارگونه در هر موجود زنده ای اهمیت فراوانی دارد. 

 

رضا شاه و محمدرضا شاه پهلوی

 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

برای تماشای ویژگی ها ( صفات ) و اختلال شخصیت خودشیفته ( نارسی سیستیک ) ، به گونه ای عریان و نمایان ، می توانید به فیلم های زیر مراجعه کنید :

۱- بر باد رفته و دایی جان ناپلئون ( « رت باتلر » و « شازده اسدالله میرزا » : در هر دو همراهی شخصیت خود شیفته با ویزگی های شخصیتی مرزی یا بوردرلاین )

۲- فیلم  patton ( بر اساس زندگی ژنرال آمریکایی پیشتاز در جنگ جهانی دوم : همراهی شخصیت خودشیفته با ویژگی های شخصیتی وسواسی - جبری )

۳- دزیره ( « ناپلئون بناپارت » : اختلال شخصیت خودشیفته )

۴- DOWNFALL  ( واپسین روزهای سقوط « آدولف هیتلر » : همراهی اختلال شخصیت خود شیفته با اختلال شخصیت های مرزی ( بوردرلاین ) و ضد اجتماعی ( آنتی سوشیال )  و وسواسی - جبری ) 

 

پایان مقاله.

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Wed 9 Jan 2008ساعت 23:27  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد ) 

 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

نارسی سیزم ( خودشیفتگی ) که در همه ی آدمیان و جانداران وجود و حضورش برای ادامه ی زندگی لازم و ضروری ست ، در برخی پر رنگ تر و سترگ تر پدید می آید. ژن ها نقش بالایی در حضور و بروز این صفت در آدمی دارند ، هر چند رخدادهای پانزده و ده سال نخست زندگی و کامیابی ها و ناکامی های بزرگ این دوران نیز در پیدایش شخصیت نارسی سیستیک بسیار مهم هستند. به باور روان پزشکان و زیست شناسان انسانی ، ژن ها صفات شخصیتی را از چهار نسل و به باور برخی ، از هفت نسل پیش به آدمی منتقل می کنند.

ویژگی اصلی و هسته ی افراد دچار اختلال و صفات شخصیتی خودشیفته ( NARCISSISTIC )  این است که اینان با خودبزرگ بینی احساس و گمان می کنند که آدم بسیار مهمی هستند و به دلایلی مانند ندارند. ( گاه - بیشتر در حالات صفات - ممکن است واقعن آدم های بی نظیر و موفقی هم باشند )

خطر و احتمال وقوع این اختلال در فرزندان افراد مبتلا ممکن است بیشتر از دیگران باشد ، چون آن ها احساس غیر واقع بینانه ی همه کار توانی و ابر توانایی ( OMNIPOTENCE ) ، خودبزرگ بینی ، زیبا و باهوش بودن را درذهن فرزندان خود می کارند. شمار افراد دچار این « اختلال » ، هر روز بیشتر از دیروز گزارش می شود.

افراد دچار اختلال و صفات شخصیتی خودشیفته ، احساس خودبزرگ بینی ( گاه غیر منطقی ) می کنند و خود را آدم های مهم و استثنایی و یگانه ( منحصر به فرد ) برمیشمارند که دیگران باید به گونه ی ویژه ای با آن ها رفتار نمایند. احساس بر حق و برتر بودن آن ها کاملن چشمگیر است.

افراد دچار « اختلال » و یا « صفات  پر رنگ » شخصیتی خودشیفته ، ( هم چون افراد دچار اختلال و یا صفات شخصیتی پارانوئید ) تاب تحمل و توانایی پذیرش انتقاد را ندارند و از این که « هر کسی » به خود اجازه ی انتقاد نمودن از آن ها را بدهد ، بسیار خشمگین شده یا گاه ( هم چون افراد دچار اختلال و یا صفات شخصیتی اسکیزوئید ) نسبت به انتقادها بی اعتنایی کامل از خود نشان می دهند.

آن ها فقط نظر خود را قبول دارند و اغلب در طمع به چنگ آوردن شهرت و قدرت و ثروت هستند. روابط آن ها شکننده است و چون به قواعد مرسوم رفتار در اجتماع تن نمی دهند ، ممکن است خون دیگران را به جوش آورند. کرداراستثمارگرایانه در روابط بین فردی اینان چیز کاملن پیش پا افتاده و رایجی ست. بسیاری از این افراد ( نه همه ی اینان ) نمی توانند از خود همدلی نشان دهند و تنها برای دستیابی به اهداف خودخواهانه ی خودشان تظاهر به همدلی و همدردی می نمایند.

اعتماد به نفس اینان ، با وجود ظاهر استوار و نیرومندشان شکننده است ، در حالی که به ظاهر از سوی اجتماع ، اغلب نیرومند و استوار ارزیابی می شود. اینان به همین دلیل مستعد دچار شدن به افسردگی - به ویژه در سنین میان سالی و سالخوردگی - هستند.

مشکلات بین فردی و حرفه ای ( شغلی ) ، از دست دادن محبت و حمایت دیگران و طرد و ترک شدن از سوی آن ها از جمله فشارهای روانی شایعی است که خودشیفته ها با رفتارشان برای خودشان پدید می آورند و همین فشارها و تنش ها درست همان هایی هستند که این ها نمی توانند از پس شان برآیند.

    

 

رضا شاه در میان زنان عشایر کشف حجاب شده !!

 

این نوشته ادامه دارد ..........

 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Wed 9 Jan 2008ساعت 22:56  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد ) 

 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

 

معیارهای تشخیصی DSM - IV - TR برای اختلال شخصیت وسواسی - جبری :

اشتغال ذهنی به کمال طلبی ، نظم و ترتیب و تسلط بر امور ذهنی و بین فردی به بهای از دست دادن انعطاف پذیری ، گشاده باوری ( OPENNESS ) ، و کارآیی

به صورت الگویی فراگیر و گسترده که از اوایل بزرگسالی آغاز شده باشد و در زمینه های گوناگون به چشم آید. نشانه اش وجود دست کم چهار تا از موارد زیر است :

۱) ذهنش به جزئیات ، قواعد ، فهرست ها ، ترتیب ، سازمان یافتگی ، یا برنامه ها و جدول زمانی امور به اندازه ای مشغول باشد که رشته ی اصلی امور را از دست بدهد.

۲) به اندازه ای کمال طلبی داشته باشد که نتواند تکالیف خودش را به پایان برساند.

۳) به شکلی افراطی خود را وقف کار و بهره وری کرده باشد ، به گونه ای که نتواند به تفریح و روابط دوستانه اش بپردازد. ( اگر به دلیل نیازهای مالی و ضرورت های اقتصادی باشد ، برشمرده نمی شود.)

۴) بیش از اندازه با وجدان ، اخلاق گرا و تقواپیشه و پرهیزگار باشد و درباره ی مسایل اخلاقی و ارزشی به هیچ وجه انعطاف پذیر نباشد. ( اگر به دلیل هویت فرهنگی یا مذهبی فرد باشد ، برشمرده نمی شود. )

۵) نتواند چیزهای کهنه و از رده خارج یا بی ارزش را دور بیندازد. ولو هیچ گونه ارزش عاطفی هم نداشته باشند.

۶) از تفویض وظایف خود به دیگران یا کار کردن با دیگران ابا داشته باشد ، مگر آن که آن ها به روش او برای انجام امور کاملن تسلیم بشوند.

۷) در پول خرج کردن ، چه برای خودش و چه برای دیگران خست داشته باشد. یعنی پول را چیزی بداند که باید برای روز مبادا پس انداز شود.

۸) در زندگی ، سرسختی و یکدندگی از خود ( در برابرمسایل گوناگون و دگرگونی ها ) نشان دهد. 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

این نوشته ادامه دارد ...........

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Wed 9 Jan 2008ساعت 22:35  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد ) 

 

 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

 

یکی از افراد دیگری که در تاریخ معاصر این سرزمین نامش فراوان به گوش می خورد ، بنیانگذار سلسله ی پادشاهی پهلوی یعنی رضا شاه پهلوی است که پیش از کودتا و پایان دادن به سلطنت و پادشاهی زیان بخش و نافرخنده ی قاجار ، « رضاخان میر پنج » خوانده می شد و توانست با بهره گرفتن از ویژگی های شخصیتی مختلط ( Mixed ) خویش ، سلطنت و پادشاهی خود و فرزندش را بر دشمنان و رقیبان و در همین حال ، بریتانیا و دیگر بیگانگان مداخله جو در ایران چیره ساخته و تحمیل نماید.

ساختار شخصیتی رضا شاه پهلوی آمیزه ای از دو  ویژگی پر رنگ شخصیتی وسواسی - جبری (  Obsessive – compulsive ) و خودشیفته ( Narcissistic ) بوده است. آمیزه ی این دو شخصیت در بسیاری از رهبران نام آور ، مدیران ارشد و دانشمندان بزرگ گیتی دیده شده است. 

این آمیزه ی شخصیتی وسواسی - نارسی سیستیک در اندازه ی اختلال ، همراه با دو اختلال شخصیتی دیگر یعنی مرزی - آشفته ( Borderline ) ، ضد اجتماعی ( Psychopath , Antisocial ) در پیشوای بزرگ آلمان نازی - آدولف هیتلر - آشکارا رخ می نماید.  

اکنون برای آشنایی بیشتر و ژرف تر با این آمیزه ی شخصیتی ، به بیان شخصیت های وسواسی - جبری و خودشیفته می پردازم:

 

 ویژگی های شخصیتی وسواسی – جبری

Obsessive – compulsive personality traits

ویژگی های کلی این شخصیت - که در مردان شایع تر از زنان دیده می شود – عبارت اند از محدود بودن هیجانات ( مانند شخصیت اسکیزوئید )، نظم و ترتیب ، مداومت و پای فشاری ، سرسختی و یک دندگی و بلاتصمیمی ( مانند شخصیت افسرده ).

شخصیت وسواسی _ جبری چون شخصیت افسرده کمال طلب و انعطاف ناپذیر است. رفتاری شق و رق و رسمی وخشک دارد. آن ها سرپیچی از آن چه آن ها را قواعد لازم الاجرا می دانند ، به هیچ روی تحمل نمی کنند .آن ها مهارت های بین فردی چندانی ندارند و دیگران را از خود فراری می دهند زیرا نمی توانند حد وسط را بگیرند و با پافشاری می خواهند دیگران را زیر سلطه ی خویش درآورند و تسلیم بی چون و چرای خواسته های خود کنند. اما اگر کسی را به نظرشان قدرتمند تر از خویش ببینند ، حاضرند خواسته های او را بی چون و چرا برآورده سازند. آن ها از اشتباه کردن می ترسند ، تردید دارند و نمی توانند به تصمیم قاطعی برسند و دایم در مورد تصمیمی که می خواهند بگیرند ، می اندیشند.خود را به شکلی افراطی وقف کار و بهره وری می نمایند و به راحتی از تفریح و روابط دوستانه شان می کاهند تا به کار بپردازند. بیش از اندازه پرهیزگار ، با وجدان و اخلاق گرایند و در مورد مسایل اخلاقی وارزشی کوتاه نمی آیند. از این رو اینان درگیر روابط خارج زناشویی نمی شوند اما گاه زندگی زناشویی شان را به سبب سخت گیری بیش از اندازه از دست می دهند.این افراد دوستان زیادی ندارند و زمان زیادی را در تنهایی وقف کار می کنند و در واقع نداشتن مهارت های ارتباطی را با این راهبرد جبران و انکار می نمایند.

اینان هر چیزی را که روال و ثبات معمول زندگی شان را به هم بزند ، کنار می گذارند و اصولن هر رخداد و تغییر جدیدی آن ها را دچار تنش و اضطراب فراوان می نماید. این افراد به جزئیات ، قواعد ، فهرست ها ، ترتیب و سازمان یافتگی جدول زمانی امور بیش ازاندازه التزام دارند. آن ها بسیار کمال طلب اند به گونه ای که گاه نمی توانند تکلیف محول شده را به پایان برسانند ، چون می خواهند همه ی معیارها را به دقت رعایت کنند..افراد دچار این اختلال سلسله کردارهای آیینی خود را نه فقط بر زندگی خود و خانواده شان تحمیل می کنند ، بلکه به شدت کوشش دارند که این آیین های وسواسی را بر زندگی دیگران ، به ویژه زیر دستان خود چیره سازند.  

 

آن ها کار و وظیفه ی خود را به دیگران واگذار نمی کنند مگر آن که دیگران کاملن تسلیم روش و قواعد آن ها باشند.

اینان ولخرج نیستند و پول را با حساب و کتاب خرج می کنند .آن ها اشیای کهنه و از رده خارج شده و بی ارزش را نمی توانند به دور اندازند ولو هیچ ارزش عاطفی هم نداشته باشند. افراد دارای شخصیت وسواسی – جبری در سخن گفتن چون شخصیت اسکیزوئید پیش دستی نمی کنند.

در این افراد اختلالات افسردگی به ویژه از نوع دیرآغاز  ( میان سالی و سالمندی ) شایع است.

 

 ویژگی های شخصیتی وسواسی - جبری ، حتا تا اندازه و مرز اختلال در ژنرال ها و استادان برجسته شایع است. البته نه جوامعی که برخی افراد یک شبه چندین و چند پله ی ارتقا و پیشرفت را به یک باره می پیمایند ! 

 

 افراد دچار شخصیت وسواسی - جبری ، مانند افراد دچار شخصیت اسکیزویید ( آسپرگر ) و شخصیت های کلاستر B  ، از هسته ی خودشیفتگی ( نارسی سیزم ) بزرگ ، ژرف و گسترده ای ی برخوردارند.

 

 

 

 

رضا شاه پهلوی

 

 

 

این نوشته ادامه دارد ........

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Wed 9 Jan 2008ساعت 22:28  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد ) 

 

 

 

Happy New Year & 25 years of TCP/IP

 

دوستانی لطف داشته اند و خاطرنشان شده اند که آغاز سال ۲۰۰۸ میلادی به من و دیگر هم میهنان هیچ ارتباطی نداشته و ما باید در انتظار نوروز سال ۱۳۸۷ خورشیدی بمانیم.

راست گفته اند.

این از آن دفعاتی ست که باید گفت SMS ها - که اکنون پیامک خوانده می شوند- حقیقتی راستین را خاطرنشان ساخته اند و کاربرد صرف مزاح و سرگرمی ندارند.

در ایران َ دیروز روز نخست ژانویه ی ۲۰۰۸ نبود.

در شمال و بخشی از مرکز پای تخت و اندک نقاط از کشور ( بخوانیم : چند کلان شهر ) ، دیروز روز نخست سال ۱۹۰۸ بود.

در بیشتر مرکز و جنوب تهران و کلان شهرها ، دیروز روز نخست سال ۱۸۰۸ بود.

در دیگر نقاط ایران ، بسته به مکان ، دیروز همسان با روز نخست  ۱۷۰۸ ، ۱۶۰۸، ۱۵۰۸ ، ۱۴۰۸ ، ۱۳۰۸و   ۱۲۰۸ میلادی بود.

ما سده ها از جهان نخست به پس افتاده ایم.

این حقیقت را با آغوش باز و بی بهره گرفتن از مکانیزم های دفاعی ناپخته و خودشیفته بپذیریم.

شاید آن گاه بفهمیم که کمربندها را باید سفت بست و به پیش تاخت.

شاید !

به هر حال ، دیروز در ایران روز نخست ژانویه ای بود.

و آشکار است که روز نخست ژانویه و آغاز سال نو میلادی را به همه ی مسیحیان ایران و جهان شادباش باید گفت.

 

isfahan vank church in jolfa

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Thu 3 Jan 2008ساعت 2:23  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )