برقراری روابط عاطفی و آمیزشی ( جنسی ) فرا ( برون ) زناشویی از سوی زنان افزایش چشمگیر و نگران کننده ای نشان می دهد. این تنها دیدگاه من نیست. نظر و مشاهده ی بالینی بسیاری از زوج درمان گران است که بارها و در ایستارهای گوناگون آن را با من در جریان گذاشته اند. این عبارت ، سوتیتر گزارش چندی پیش صفحه ی اجتماعی روزنامه ی اعتماد هم بود.
برقراری روابط بیرون ( فرا ) زناشویی ، علل و عوامل پر شمار و گوناگونی دارد اما هم چون طلاق هرگز یک نفر در آن مقصر و گناه کار صد در صد نیست ! به واقع ، حتا در برقراری چنین روابطی از سوی شوهر عیاش ، همسر در نگاه نخست « مورد ستم واقع شده » هم چند درصدی بار تقصیر و اشتباه را بر دوش دارد که دست کم به برگزیدن چنین همسری مربوط است !!
برخی از شوهران در رویکرد زنان شان به سوی این گونه روابط - که از روابط تلفنی و اس ام اسی عاطفی آغاز شده و به روابط جنسی و آمیزشی می انجامد - نقش عمده ای دارند که از آن جمله می توان به شوهران دچار اختلال یا ویژگی های پر رنگ در خودمانده ( آسپرگر ) ، شخصیت درخودمانده - تنهایی گزین ( اسکیزوئید ) ، شخصیت مردم گریز - پرهیز مدار ( اوویدنت ) ، شخصیت نظام مند - قانون مدار ( وسواسی - جبری ) ، شخصیت وابسته ( دیپندنت ) ، شخصیت منتقد - افسرده ( دپرسیو ) و به طور کلی آدم های سرد ، اضطرابی ، ناهیجانی و درون گرا ، و نیز افراد دچار اختلالات وسواسی ، به ویژه « اضطراب ها و وسواس های ذهنی - عملی جنسی - آمیزشی » و .... اشاره نمود.
اینان با برآورده نساختن نیازهای عاطفی و آمیزشی زنان خود و نکوهش آن ها - به دلیل بیان این گونه نیازها و درخواست برآورده شدن گاه به گاه آن ها و دست آخر گله و شکوه از چشم فرو بستن شوهران شان بر این نیاز غریزی و خداوند آفرین شان - مقصر و گناه کار اصلی در کشیده شدن زنان شان به سوی آغوش مردانی جز شوهران شان هستند. شوهرانی که از ادای تکلیف شوهری گریزان و هراسان بوده و از مراجعه برای درمان اضطراب ها ، وسواس ها و سردمزاجی و کمبود میل جنسی شان نیز رویگردان هستند.
در به بینش رساندن این گونه مردان کمی تا بسیاری « شوت و اوت » - نادان و گریزان - بر پایه ی مکتب « فیلم درمانی » می توان از فیلم های « سگ های پوشالی ( Straw dogs ) » ، « خیابان هانوور ( Hanoover street ) » ، « ماری آنتوانت ( Marrie antoinette ) » ، « مادام بوواری ( Madam Bovari ) » ، « امتیاز نهایی ( Match point ) » ، « افسانه ی 1900 ( The Legend of 1900 ) » ، « وکیل ( جانشین ) هادساکر » ، « بی وفا ( Unfaithful ) » و ......... به بهترین و شگفت انگیزترین صورت سود جست. به ویژه از پنج فیلم نخست که زبده ترین زوج درمانگر هم نمی تواند به اندازه ی این پنج فیلم در به بینش ( Insight ) رساندن شوهر « شوت و خواب زده » سودمند واقع شود !!!

اگر دوستعلی خره هم خانم عزیزالسلطنه را به کام دلش می رساند و با پدر سوختگی های همیشگی اش یک شب نمی گفت : مریضم ، یک شب نمی گفت : حال ندارم ، یک شب نمی گفت : من کوفته ام ، من خسته ام و مانند آن پس آن گاه همسرش درست وسط کار پیدا کردن جنازه ی سر بریده شده ی شوهر جوان مرگ شده اش ، در آغوش شازده اسدالله میرزای چشم چران و دزد ناموس رهسپار سفر سیاحتی - مقاربتی سان فران سیس کو نمی شد !!!
والا ، دروغ چرا ؟ تا قبر آ آ آ آ !! من یکی که عزیز خانوم را مقصر و گناه کار اصلی نمی دانم. شما چه طور ؟!؟
نوشته شده در Thu 6 Nov 2008ساعت 7:40  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )
|

