تبليغاتX
[ الشرح الاغراض الدایی جان ناپلئون ]

[ الشرح الاغراض الدایی جان ناپلئون ]

خلقیات ما ایرانیان

 

شتاب بخشیدن به درمان با سود جستن از سینما – بخش بیست و هفتم

 

 

نسخه ای برای اپیدمی بحران هویت

 

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

www.iranbod.com

 

 

دفترچه ی سیاه ( Black Book )

 

سودی که بر پایه ی روان درمانی شناختی – رفتاری از این فیلم می توان جست ، درست همانند بهره ای ست که می توان از فیلم های « بر باد رفته » ، « اشک ها و لبخند ها » و « پرسپولیس » برد. از همه ی این فیلم ها می توان در شناساندن نقش و جایگاه ویژه ی « کوشش » و « پشتکار » در زندگی و لزوم جدی گرفتن عنصر « اختیار » از سوی مراجع در رخدادهای ناگوار فردی ، اجتماعی ، ملی و بین المللی سودی فراوان و بی همتا برد. فیلم به هوشمندی های شبانه روزی دختری می پردازد که بی هیچ گناه ، همه ی خانواده ، بستگان و دوستان و آشنایانش از سوی نیروهای وجدان گریز اس اس در جریان جنگ جهانی دوم کشته می شوند و او تک و تنها زنده می ماند تا به یاری « هوش » و « پشتکار » خودش ، نه تنها از دام ها و مهلکه ها رهایی یابد ، بلکه دیگران را نیز نجات دهد. فیلم به ویژه برای دختران هرگز ازدواج نکرده و زنان جوان بیوه و مطلقه که باید بار زندگی شان را تک و تنها و بدون پشتیبان طی سال ها و دهه ها به دوش بکشند ، بسیار آموزنده و انگیزه دهنده است. اینان به خوبی و در چهارچوب روان درمانی شناختی – رفتاری می توانند یک رشته الگوهای احساسی ، اندیشه ای و رفتاری با فیلم برقرار ساخته و با این الگوها همذات پنداری کرده و یا از آن ها الهام گیرند و به برطرف شدن مشکلات شان طی زندگی نه چندان آسان پیش روی شان ، در پرتو « هوش مندی » ، « فرصت شناسی » و « پشتکار » امیدوار شوند. بر این بنیاد ، فیلم های بالا می توانند به ویژه برای رفتار درمانی شناختی بیماران دچار اختلال و مراجعان دارای ویژگی های پر رنگ شخصیت های کلاستر C – به ویژه شخصیت های « وابسته – منفعل ( دیپندنت ) » و « پرهیز گرا – مردم گریز ( اوویدنت ) » - و شخصیت های « افسرده – منتقد ( دپرسیو ) » ، « پرخاشگر – منفعل ( پسیو – اگرسیو ) » ، « نمایشگر ( هیستریونیک ) » و « مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) » سودمند و اثر گذار واقع شوند.

 

کازابلانکا ( Casablanca )

 

از فیلم دوست داشتنی و هرگز فراموش ناشدنی « کازابلانکا » افزون بر نشان دادن نقش و جایگاه « واقعیت پذیری » ، « سازگاری » ، « هوش مندی » و « پشتکار » در زندگی روزمره ، سودی دیگر هم می توان درست همانند « بر باد رفته » و « دایی جان ناپلئون » جست که همانا شناساندن لزوم جدی گرفتن « اعتماد به نفس ، قاطعیت و جرات مندی جنسی – زناشویی » برای مردان است. کوشش در همانندسازی با نگاه ها ، ژست ها و کردارهای « ریک » ، « رت باتلر » و « اسدالله میرزا » ، به ویژه می تواند برای مردان نرم ، ظریف و لطیف برخوردار از چیرگی اجزای « آنیمایی » بر عناصر « آنیموسی » ، مردان درگیر ترس و هراس ( فوبیا ) و وسواس های فکری و رفتاری جنسی – زناشویی ( وسواس نخست نسل سوخته ی این روزهای ما ) ، و مردان دچار اختلال و ویژگی های پر رنگ شخصیت های کلاستر A و C  و به ویژه « پرهیز گرا – مردم گریز » ، « وابسته – منفعل ( دیپندنت ) » ، « منضبط – قانون مدار ( وسواسی – جبری ) » ، درخودمانده – تنهایی گزین ( اسکیزوئید ) و همچنین « افسرده – منتقد ( دپرسیو ) » و « پرخاشگر – منفعل ( پسیو – اگرسیو ) » و نیز مردان مختل رشد یافته در سامانه ی آموزشی - پرورشی و تربیتی سخت گیرانه و متعصب نسبت به موضوعات جنسی – زناشویی ، اثربخشی و دگرگون سازی ای بی همتا و سرنوشت ساز داشته باشد.

 

 عامل هملیگ ( Hemlig Agent )

 

از این فیلم درست همانند فیلم های « نبرد بریتانیا » ، « نبرد اوکیناوا » ، « پلی در دور دست » ، « گرگ های دریا » ، « توپ های ناواران » ، « قلعه ی عقاب ها » ، « خیابان هانوور » ، « معجزه در سنت آنا » ، « نجات سرجوخه رایان » ، « رمز ( باد ) گویان » ، « ما سرباز بودیم » ، « پرچم های پدران مان » ، « نامه هایی از آیووجیما » ، « شیرهای جوان » ، « میهن پرست ( پاتریوت ) » ، « سقوط هیتلر » ، « پسران پرواز » ، « بارون سرخ » ، « دیده بان » ، « مهاجر » و بسیاری دیگر از فیلم های تاریخ سینمای جنگی واقع نگر جهان می توان به خوبی برای نشان دادن و آموختن لزوم پای بندی به میهن دوستی و منافع ملی و فداکاری ، از خود گذشتگی ، آزادگی و دلاوری برای سر افرازی میهن سود جست. چنین کاربردی به ویژه در کشورهایی که دچار و گرفتار همه گیری ( اپیدمی ) « بحران هویت ( Identity Crisis ) » و دستاورد و برآمد طبیعی آن یعنی « اختلال شخصیت مرزی – آشوب ناک ( بوردرلاین ) » با نماهایی همچون « ویران گری ( وندالیزم ) » ، « بخل ، کینه توزی و ستیزه جویی » ، « پندارها و کردارهای جامعه ستیزانه و خود شیفته وار » هستند ، می تواند بسیار سرنوشت ساز باشد. این فیلم ها برای سرزمین و میهن ما نیز که « شغاد » ها و « افشین » ها ، همواره در درازای تاریخ پر فراز و فرود و گزند و آفت مان ، پاشنه ی آشیلش بوده اند ، اثر گذار و پند آموز باشند.

 

 

آمین ( Amen )

 

این ساخته ی به یاد ماندنی « کوستا گاوراس » ، به راستی در نشان دادن لزوم جدی گرفتن « آزادگی » ، « راست مداری » و « ندای وجدان » در پرتو « معنویت » بسیار ارزشمند و بی همتاست. فیلم به ماجرای واقعی شیمی دان مسیحیت مدار و افسر ارشد مذهبی سپاه ویژه ی نیروی اس اس رایش سوم می پردازد که وظیفه ی انسانی و الهی خود را در افشای جنایت های دهشت ناک ضد بشری سرداران و افسران نظام دیکتاتوری هیتلری نزد کلیسا و واتیکان می بیند و در این راه معنویت مدارانه ، همه ی وعده های آن چنانی قدرت و ثروت مآبانه ی مادی و دنیوی پیش رویش را نادیده می گیرد. لزوم « پاسخ گو بودن به وجدان و پروردگار » آموزه ی مهم ، بی همتا و سرنوشت ساز این فیلم ، به ویژه برای جوامع دچار و گرفتار  همه گیری ( اپیدمی ) « بحران هویت ( Identity Crisis ) »  و رقابت شرافت گریزانه در « گرداب شهوت قدرت و ثروت » است.

 

 

*روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Fri 23 Oct 2009ساعت 6:52  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  | 

 

 

 

« او کام گرفت از من و آرام نشسته

   من تازه به وجد آمده ، او خسته ی خسته !

  من تشنه تر از تشنه ، و او سیرتر از سیر

 پیمانه ی من خورده و پیمانه شکسته !! »

                             ( رابعه بنت کعب قزداری بلخی )

 

 

« زن کز بر مرد بی رضا برخیزد

  بس فتنه و جنگ از آن سرا برخیزد »

                          ( گلستان سعدی ) 

 

 

ریزش ( انزال ) زودرس

 

 

ریزش ( انزال ) زودرس مردان در ایران ، پیامدهای بسیار ناگوار فردی ، خانوادگی و اجتماعی - از افسردگی ، اضطراب ، ترس ، وسواس ، سوء مصرف و وابستگی ( اعتیاد ) به مواد مخدر ، محرک و الکل ، تا برقراری روابط فرا زناشویی از سوی همسر ( زن ) و درخواست جدایی و طلاق او دارد.

این در حالی ست که با چهار تا هشت جلسه دارو درمانی و رفتار درمانی شناختی ( در راستای آموزش و آگاهی رسانی جنسی - زناشویی و از بین بردن و اصلاح خطاهای شناختی ، باورهای بنیادین و طرح واره های شناختی ) ، با اندکی کوشش و پشتکار ، این مشکل بسیار آسان تر از آن چه مراجع می پندارد ، بر طرف می شود. 

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Tue 13 Oct 2009ساعت 12:42  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  | 

 

زن ایرانی و مدرنیته ( تجدد )

 

 

مدرنیزم ( نو گرایی ) ، لیبرالیزم ( آزادی گرایی ) ، رشنالیزم ( خرد گرایی ) ، ایندیویجوالیزم ( فردیت گرایی ) ، هدونیزم ( لذت گرایی ) ، سکولاریزم ( حاکمیت این دنیایی ) و سکشوالیزم ( جنسیت گرایی ) ، 7 جزء و جلوه ی مدرنیته در ایران هستند که روند نخستین دگرگونی دیجیتال تاریخ در این سرزمین را بی بازگشت و شکست ناپذیر ساخته اند؛ چه نادانند آنان که گمان می برند که با دروغ ، نیرنگ ، خشونت و پرخاش می توانند فرجام را دگرگون سازند !

 

 

زنان ایرانی در راه مدرنیته ( تجدد )

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Thu 1 Oct 2009ساعت 13:3  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  | 

 

 

نقش حجاب در حفظ نشاط جنسي

 

ابراهيم فياض

 

www.rajanews.com

حجاب در اسلام براي حفظ نشاط جنسي است، چون حجاب تخيل جنسي را تحريك مي‏كند و سبب مي‏شود كه مسئله جنسي معنادار شود و دچار بي‏معنايي نگردد.

1 . غريزه جنسي، قوي‏ترين غريزه انساني است كه زندگي انساني را از نظر كمي و كيفي مورد تاثير و تاثر قرار مي‏دهد . اين غريزه در كنار غريزه گرسنگي، بسترساز فرهنگ‏هاي انساني در طول تاريخ شده و دين با ورود در اين بستر، معنا بخش فرهنگ انساني مي‏شود; به همين دليل در تاريخ اديان كمتر ديني است كه درباره مسئله جنسي سخن نگفته باشد .

2 . غريزه جنسي در يك چارچوب، مورد توجه اديان قرار مي‏گيرد و در چارچوب جهان‏بيني آن دين، جايگاه مسئله جنسي را با توجه به انسان‏شناسي خود، و جهان‏شناسي و اخلاقيات مبتني بر آن، تشريح و تفسير مي‏كند كه اغلب دائر مدار آن، انسان واسطه‏اي و متعالي ديني، مثل پيامبران و يا بنيان‏گزاران دين مثل بودا قرار مي‏گيرد .

3 . در غرب مسيحي قرون وسطي كه انسان كامل مسيحي محور معرفت‏شناسي، جهان‏شناسي، انسان‏شناسي و سپس جامعه‏شناسي واقع شده بود، درباره مسئله جنسي، چه از بعد انسان‏شناسي و چه جامعه‏شناسي، به همان ميزان قضاوت مي‏شد و چون انسان‏هاي كامل مسيحي، حضرت مسيح و حضرت مريم و حضرت يحيي (ع)، هر سه ازدواج نكرده، در مسيحيت دوري از عمل جنسي، يك شرط براي انسان كامل شمرده شد و كم كم ترك عمل جنسي به ترك كلي عمل جسمي كشانده مي‏شود و در دوران قرون وسطي، انسان‏هايي اعم از زن و مرد، دور از شهرها در نقاط دور افتاده جنگل‏ها و كوه‏ها و بيابان زندگي مي‏كردند كه به دور از لذت‏هاي جسمي يك زندگي كاملا مجردانه داشتند . پس حجاب در همين جهت قلمداد مي‏شد; يعني دوري از لذت‏هاي جسماني بطور كامل .

4 . با شروع رنسانس، تفسيري ديگر از انسان كامل ارائه شد كه بر فرهنگ جنسي غرب به شدت اثر گذاشت; اين تفسير آن بود كه چون خدا در جسم انسان (عيسي) تجلي يافته است، پس جسم انسان تقدس مي‏يابد، به همين دليل سعي در زيباشناسي جسم انسان است و با يك نوع آناتومي جسم انسان و بدست آوردن رگ، پي، ماهيچه، استخوان و ... به ترسيم جسم‏هاي زيبا پرداخته شود كه اين مهم به وسيله «لئوناردو داوينچي‏» و «ميكل آنژ» و «رافائل‏» ، بر روي ديواره‏هاي كليساهاي روم و فلورانس انجام مي‏شود . به طوري كه جسم‏هاي برهنه و بسيار موزون و هماهنگ بر روي ديوارها ترسيم و يا در مجسمه‏ها تجسم مي‏يابند . شرمگاه اناث حذف و ذكور بسيار كوچك ترسيم مي‏شود تا گفته شود خود جسم مطمح نظر است، نه مسائل جنسي آن، ولي با همين ترسيم انسان برهنه، اولين قدم برهنگي در غرب، توسط نوعي تفسير از انسان كامل رخ مي‏دهد .

5 . دو تفسير حجابي و برهنگي از انسان كامل در غرب، با همان حالت تضادگونه در غرب ادامه يافت تا تفسير يهودي دين مسيحيت در قالب پروتستانيزيم اتفاق افتاد و بر تفسير برهنگي انسان كامل بصورت شديدتر تاكيد شده است و كفه به طرف برهنگي در جامعه غربي سنگيني كرد تا آنكه بر برهنگي انسان به شدت تاكيد شد و اين زماني بود كه انقلاب صنعتي رخ داد و ماشين به صحنه زندگي انسان‏ها آمد .

6 . اين تاكيد از سوي فرويد صورت گرفت كه بر فرهنگ يهودي در باب جنسيت تاكيد مي‏كرد و نمونه‏هاي آن در نامه‏هاي خصوصي او مشاهده مي‏شود . فرهنگ يهودي يكي از جنسي‏ترين فرهنگ‏هاي ديني است كه بر رابطه‏هاي جنسي محارم مثل دختر و پدر، و پسر، و مادر، و برادر و خواهر با ديده اغماض نگريسته است و آنها را بي‏اشكال دانسته است . فرويد با فرهنگ يهودي بر فرهنگ جنسي مسيحيت هجوم برد و سعي كرد كه بر برهنگي جنسي، چه از نظر بدني و چه از نظر روحي تاكيد كند و ريشه تمامي عقده‏هاي انساني را در حجاب (به معناي عام) خلاصه كند كه مانع عمل جنسي، بطور برهنه، در طول زندگي انساني مي‏شود .

7 . انقلاب صنعتي در غرب و مهاجرت جغرافيايي انسان‏ها از مكان‏هاي كوچك به مكان‏هاي بزرگ و تماس‏هاي دو جنس در سطوح مختلف‏كاري، هنجارشكني جنسي را افزايش داد . حال اگر اين را به برهنگي اجباري زنان، به علت كار با دستگاه‏هاي خطرناك و كشانده شدن زنان به درون دستگاه، توسط لباس‏هاي زنانه اضافه كنيم، به خوبي برهنگي زنان در محيط كار ترسيم مي‏كند . تاثير صنعت تا جايي رسيد كه همسران، چه زن و چه مرد، به روابط جنسي فراتر از ازدواج روي آوردند و اين روابط جنسي خارج از عرف و قانون موجب شد كه برهنگي زنان در قالب فحشا و فاحشه‏هاي برهنه افزايش يابد (رابطه صنعت و برهنگي در دائره‏المعارف غرب مثل بريتانيكا آمده است) .

8 . ورود ماشين به زندگي عمومي انسان‏ها در غرب، برهنگي را افزايش داد، چرا كه ماشين‏ها انسان‏ها را از خانه و خانواده جدا مي‏كرد و حتي ماشين به عنوان جايگزين خانه مطرح شد و خانه‏هاي متحرك در ماشين ترسيم شدند . پس ماشين رقيب خانه و انسان‏هاي ماشين دار رقيب خانواده شدند . پس روابط جنسي غير معمول و غير عادي رواج يافت و روابط جنسي غير معمول، برهنگي را بيشتر رواج داد; مثل نقاشي‏هاي برهنه جنسي و تشويق براي برهنگي (فيلم تايتانيك و شكسپير عاشق به خوبي اين مسئله را نشان مي‏دهد) .

9 . ماشين و محيط كار صنعتي و نظريه مبتني بر فرهنگ يهودي جنسي فرويد، سه عاملي بودند كه انقلاب جنسي در غرب را به وجود آوردند . و غرب را از دوران ملكه ويكتوريا به دوران برهنگي وارد كرد و بر همين اساس، گروه‏هايي به وجود آمدند كه سخت‏بر برهنگي جمعي تاكيد كرده و برهنگي را نيز معيار گروهي قرار دادند، اين گروه‏ها هيپي‏ها، پانك‏ها، رپ‏ها و ... بودند و سبب رواج برهنگي شديدتر شدند كه امروزه به Nake يا برهنه‏هاي مادرزاد مشهور شده‏اند .

10 . بنابراين، در غرب اگر حجاب مطرح شده است، يعني دوري شديد از عمل جنسي و غريزه جنسي (چه زن و مرد) و اگر برهنگي مطرح شده است، يعني آزادي عمل جنسي و رفتن در آن . پس حجاب در غرب، نقطه مقابل انسان و غريزه قرار گرفته است، بطوري كه اگر كسي حجاب داشته باشد، عليه انسانيت‏خود قدم برداشته است و بي‏حجابي، يعني برگشت و بازگشت‏به خويشتن خويش .

11 . ولي اين برهنگي به‏جاي بازگشت‏به خويشتن انساني، موجب شد كه انسان‏ها از خودشان بيشتر دورتر شوند، اول آنكه برهنگي وسيله‏اي شد كه بدن انساني طعمه مطامع اقتصادي شود . بدن فروشي، به صورت فحشا و به صورت مانكن تبليغاتي كالا و به صورت بازيگران فوتبال و ورزش‏هاي ديگر و به صورت هنرمندان سينمايي و تلويزيوني و ... معمول شد; يعني به جاي كرامت انساني، ذلت و رذالت انساني نصيب او گرديد .

12 . انسان‏هاي معمولي‏اي كه برهنه شدند نيز به عنوان محل مصرف مد و «ابزارهاي اقتصادگردان سرمايه داري‏» در مصرف تعيين شدند و از لباس زير تا لباس رو، همه تابع مد روز واقع شدند (لباس گشاد يا لباس تنگ و يا تركيبي از آن دو و . .). ; در نتيجه مد به عنوان تنوع‏طلبي مطرح شد، ولي در واقع سبب غفلت‏زايي مداوم از خود و هم‏نوع خود و جهان اطراف گرديد; بنابراين برهنگي عمومي، از خودبيگانگي عمومي را براي انسان غربي به ارمغان آورد .

13 . برهنگي در غرب، بي‏رغبتي جنسي را براي غربي به ارمغان آورد، چرا كه برهنگي سبب تحريك اوليه انسان به طرف عمل جنسي در سنين اوليه بلوغ مي‏شود، ولي در نهايت‏به سرد مزاجي جنسي تبديل مي‏شود، چرا كه اسراف جنسي در دوران بلوغ، به بي‏رغبتي جنسي در سنين بالاتر منتهي مي‏شود، مگر آنكه كالاهاي رغبت افزاي جنسي به ميدان بيايد، مثل الكل و يا قرص‏هاي نشاط آور جنسي كه باز در دراز مدت سبب بي‏رغبتي جنسي بيشتر خواهد بود و چون غريزه جنسي كه نشاط آور زندگي است، به ركود كشانده شود، بنياد خانواده رو به سستي مي‏رود و فحشا جاي آن را پر مي‏كند و افسردگي فردي بر افراد حاكم مي‏شود كه به عنوان طاعون عصر غرب مطرح شده است; پس برهنگي بر افسردگي جنسي غرب، و ركود روحي و رواني افراد افزوده است .

14 . حجاب در اسلام براي حفظ نشاط جنسي است، چون حجاب تخيل جنسي را تحريك مي‏كند و سبب مي‏شود كه مسئله جنسي معنادار شود و دچار بي‏معنايي نگردد (مثل برهنگي) و چون اسلام بر طبيعت جنسي سخت تاكيد دارد و انسان كامل خود را نه فقط در معنويت انسان كامل، بلكه در مسائل دنيوي و جنسي او مي‏داند (چون نكاح و عمل جنسي از سنت انسان كامل در اسلام مي‏باشد و هر كس از اين سنت روي بر مي‏گرداند، از او نيست) . پس انسان كامل در اسلام الگوي جامع و كامل انسان در دنيا و آخرت و از جمله مسئله جنسي است كه بايد مورد تقليد قرار گيرد .

پس حجاب يك فرهنگ جنسي است كه سبب گرم واقع شدن غريزه جنسي در سطح يك جامعه و هدايت ارضاي آن در قالب خانواده مي‏شود به همين دليل امروزه شرق به علت محور قرار دادن ارضاي جنسي و حجاب، جنسي‏تر از غرب قرار داده شده است و تاريخ شرق و غرب نيز مؤيد مسئله است و شايد به همين دليل است كه عرفان شرقي در هند و عالم اسلام به زبان جنسي بيان مي‏شود; مثل شعر حافظ و ابن عربي كه فص محمديه را فص نكاحيه و جنسي ناميده است; به همين دليل است كه معنويت از جنسيت جدا نيست و حجاب علاوه بر حفظ كرامت انساني، سبب رشد انگيزه جنسي در جامعه و نيز رشد نشاط جامعه اسلامي مي‏شود، بدون آنكه به سستي و لهو و لعب دچار شود .

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Thu 16 Jul 2009ساعت 0:27  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  | 

 

 

هنوز وبلاگ هایم در ایران از دم فیلتر هستند. به کدامین گناه ناکرده نمی دانم !

بیش از یازده سال است که به سنگر ساختن در برابر آسیب های روانی - اجتماعی مشغول هستم. در همه ی این دوران کوشش همیشگی داشته ام که در نقد اجتماع در حال گذارمان ، از ره انصاف و منطق فرو نیفتم و خودپرسش گری ای سالم و هدف مند را ارائه نمایم.

در ایران بیشتر مردمان به زندگی شخصی و خصوصی می پردازند و دغدغه های اجتماعی آن چنانی ندارند؛ شاهد آن هم این واقعیت چشم نواز که شتاب رشد و گسترش « فیس بوک » ، « اورکات » ، « یاهو سی صد و شصت » و مانند آن بسیار فراتر از وبلاگ نویسی حرفه ای و پی گیرانه بوده و هست.

باقی آدمیان بیشتر به فرهنگ و هنر و اندیشه و برخی به سیاست روی می آورند. در این میان کمترین رویکرد به آسیب های اجتماعی و پیشگیری و درمان آن هاست. آسیب های روانی - جنسی ( سایکوسکشوال ) مظلوم ترین عرصه است.

بیش از یازده سال است که درگیر و کنش گر این مظلوم ترین عرصه هستم. تا می شد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز انتشار به کتاب های دانش مدارانه ی جنسی - زناشویی می داد ، کتاب تالیف و ترجمه و منتشر نمودم و آن گاه که با آمدن دولت احمدی نژاد این امکان از دست رفت ، به وبلاگ نویسی روی آوردم و « آموزش روان پزشکی ، روان شناسی و سکسولوژی به بیان ساده برای همگان » - صد البته بر پایه و متناسب با ویژگی های فرهنگی ، سیاسی و مذهبی اجتماع در حال گذارمان - را در فضای اینترنت پی گرفتم.

دو هفته است که این امکان از من گرفته شده است. اما در همین حال ، دست آنان که به رشد و گسترش فساد و انحرافات جنسی می پردازند و فرهنگ و بهداشت و سلامت روانی - جنسی - اجتماعی ما ایرانیان را مورد یورش قرار می دهند ، باز است. در عمل ، امکان کنترل کافی مروجان فساد وجود ندارد. اینترنت را ببندند ، کانال های سکسی ماهواره باز است و آن هم بسته شود ، اس ام اس و ام ام اس و بلوتوث فراهم است !!

انگار از دیوار من کوتاه تر پیدا نشده.

برخی دلداری می دهند که در آستانه ی انتخاباتیم. دولت نهم نگران و هراسان دوباره برگزیده نشدن است و تاب هیچ گونه انتقاد نسبت به سیاست های اشتباه فرهنگی ، اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و ..... اش را ندارد. اگر واقعن این گونه باشد ، باید به حال راهبردگزینان چنین دولتی صمیمانه گریست !!!

انتقاد شرط رشد است. هر آدم و یا نهاد نقدناپذیر ره به کژراهه می رود و فرجام نیکی در پیش رو نخواهد داشت. نقدناپذیری و خودمحوری آغاز شکست و نابودی ست.......

       

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Thu 14 May 2009ساعت 7:33  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  | 

 

 

محمدعلی فردین ، ناصر ملک مطیعی و بهروز وثوقی

 

 

سینمای مان ، کالبدی رو به قبله است و کسی تربت بر زبانش نمی نهد.

دو استاد پیشکسوت سینمای مان - بهرام بیضایی و ناصر تقوایی - را به روزمرگی کشانده و سرشت نوآفرین شان را خستگی و درماندگی بخشیده اند.

داریوش مهرجویی از سینما رانده شد تا چاره ای جز در نوشتن و برگرداندن ( ترجمه ) کتاب ، برای زنده نگاه داشتن نوآفرینی ( خلاقیت ) اش پیدا نکند.

مسعود کیمیایی هم که همانند سنگ سفر کرده اش ، درست اندکی پس از گوزن ها ، سر راست به در بسته خورد و آفرینندگی اش ، هم چون آرزوها و رویاهای اجتماعی اش نیست و نابود شد !

عباس کیارستمی مدت هاست شومن شده و از آفرینندگی اش - دست کم در دنیای سینما - خبری نیست که نیست. کدامین هنگام هوس عکس انداختن با لونا شاد به جای ژولیت بینوش را خواهد نمود ، آشکار نیست !!

از مخملباف چیزی ننویسیم بهتر است؛ او هم اکنون مشغول طرح و فیلمنامه نوشتن برای فرزندان نخبه و نابغه اش است !!!

پروردگار را سپاس که بهمن قبادی پایدار و استوار به جاست تا پرچم دار سینمای مان باشد. ولو این پرچم از کردستان آزاد کشور همسایه به اهتزاز در آورده شود !!!! 

در این بین سینما می ماند و سوپر استارهایی همانند محمدرضا شریفی نیا ، محمدرضا گلزار ، امین حیایی ، اکبر عبدی و یک دو جین دختر خانم جوان تیتیش مامانی هفت قلم بزک کرده که در کنار مسعود ده نمکی و تهمینه میلانی نماد و نشان کارنامه ی چهار ساله ی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اصولگرا و ارزش مدار باشند.

هزاران آفرین و احسنت به این سینما !!!!!

جای آن دارد که در کنار این پاسداشت شایسته و لازم ، از سخت کوشی برخی بازیگران امروز سینمای در حال احتضارمان در محافل آن چنانی و هم چنین پشتکار شبانه روزی اتاق خواب مدارانه ی « جناب گاه کارگردان و گاه بازی گردان » در شناسایی ، پرورش و معرفی استعدادهای تازه از راه رسیده  و در راه مونث سینمای پویا ، ارزش مدار و معناگرای مان نیز یاد کرد.

سخت کوشی ها و پشتکاری که اگر هر سودی نداشته باشند ، بی گمان تنها و تنها مایه ی آبروداری برای بازیگران و کارگردانان ماندگاری هستند که اگر چه در فیلم های شان کرداری سازگار با رفتار رسمی ( ظاهری ) دهه های بعدی قابل پیش بینی شان نداشتند ، اما همچون رضا ارحام صدر ، نصرت الله وحدت ، نصرت کریمی ، محمد علی فردین ، تقی ظهوری ، ناصر ملک مطیعی ، بهروز وثوقی ، پرویز صیاد ، غلامحسین نقشینه و ...... هرگز چنین زندگی های لاابالی گونه و هرزه گرایانه ای نیز نجستند و نامی نیک در پناه زندگی ای خانوادگی و آبرومند از خود به یادگار گذاشتند.

شگفتا که آشکارا می بینیم که حتا در شیطنت آمیز و تابو ستیز ترین فیلم های دو کارگردان رانده شده ی سینمای ایران - نصرت الله وحدت و نصرت کریمی ( که همچون دو ابلیس از آنان یاد می شود ) - برای نمونه ، « نقص فنی » و « تخت خواب سه نفره » بر آن چیزی که پافشاری می شود ، وفاداری به همسر و نظام خانواده است.

« عروس فرنگی » وحدت ( ۱۳۴۳ ) می تواند بسیاری از آدمیان را از بستن پیمان زناشویی رو به شکست نجات دهد؛ افسوس که جهان پهلوان تختی آن را ندید و یا اگر دید ، با دیدگانی گشاده و ژرف نگر ندید تا شاید فرجامش در خودکشی نباشد؛ « گنج قارون » می تواند آدمی را از زندان آزمندی و چاه حرص و طمع به در آورد؛ « وادنگ » و « مست » و « من می خوام » و « جوجه فکلی » و .... می تواند افسردگی و اندوه و اضطراب را بهترین مرهم باشد. « سوته دلان » بهترین یادآور « معنای ناب و طعم خوش زندگی » است.

با وجود کپی برداری های نما به نما از فیلم های چهل - پنجاه سال پیش ( همچون عروس فرنگی ، گنج قارون ، سلطان قلب ها ، و ..... ) ، کدام یک از ساخته های سینمای چهار سال اخیرمان چنین توانایی ها را داشته اند ؟؟

تنها دستاورد سخت گیری های بیش از اندازه ی سال های اخیر ، این بود که ابتذال سینمای ایران را به احتضار کشاند.......

 

     

  علی سنتوری

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Sat 2 May 2009ساعت 2:42  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  | 

 

 

مشروبات الکی / ویسکی / شراب / عرق / ...... / و زهر مار !

 

یکی از پرسش هایی که در کار بالینی خود به عنوان یک درمانگر فراوان با آن روبه رو شده و می شوم ، این پرسش روزافزون است :

« آقای دکتر ، می شه از شما بپرسم : جدای از باورهای مذهبی ، مشروب های الکلی برای سکس سودمند هستند ؟؟ »

گاه برخی گام را فراتر از این می گذارند و در ادامه می پرسند :

« شما خودت به عنوان یک پزشک به مراجعان تان پیشنهاد مصرف الکل برای انجام سکس بهتر می کنید یا نه ؟!؟ »

من نخست می پرسم که چرا چنین پرسشی برای شان مهم شده است و نیز این که آیا تجربه ی انجام سکس پس از نوشیدن مشروب های الکلی داشته اند یا نه. سپس برای شان می گویم که « جدای از نهی های مذهبی دین اسلام » ، الکل در مردان سبب پیدایش اختلال هایی در برافراشتگی ( نعوظ ) آلت می شود. چرا که الکل ، نه تنها بر سامانه و کنش های دستگاه عصبی مرکزی ( مغز ) آدمی اثر می گذارد ، بلکه به گونه ای سر راست ( مستقیم ) بر غدد جنسی ( بیضه های ) مردان تاثیر نهاده و اندازه ( سطح ) هورمون مردانه ( تستوسترون ) مردان را کاهش می دهد. مصرف طولانی مدت الکل باعث می شود تا توانایی کبد برای متابولیزم ترکیبات استروژنی ( هورمون های زنانه ) پیکر مرد کاهش یابد و اندازه ( درشتی ) بیضه های مردان برخلاف پستان های شان کاهش یابد؛ یعنی مرد با مصرف طولانی مدت الکل به سوی زنانگی پیش می رود. »  

این جاست که مراجعان با شیطنت از من می پرسند : « می گویند اثر الکل بر سکس زنان خوب است و آنان را تحریک می کند. نه ؟!؟ »

این جاست که باز توضیح می دهم : 

« الکل به گونه ای متناقض در زنان سبب افزایش اندکی در اندازه ی تستوسترون شان می شود. شاید این یکی از دلایل افزایش میل جنسی زنان پس از مصرف الکل باشد. البته حل شدن فراخود ( سوپر ایگو ) در الکل و کاسته شدن از بار شرم و احساس گناه ناخودآگاه زنان نسبت به کنشگری ( شرکت فعالانه ) در فرآیند زناشویی و همبستری هم یکی از عوامل مهم است. »

این جاست که مراجع با شیطنت به همسرش می نگرد و می پرسد :

« پس خودمان نخوریم و به خانوم بدیم بخورند. نه ؟!؟ »

که قاطعانه چنین پاسخ می دهم که : « نه ! »

می پرسند : « پس چرا ؟ مگه میل و فعالیت خانوم را افزایش نمی دهد ؟!؟ »

می گویم : « نخست آن که الکل برای کبد و کلیه و خون و ......... زیان بخش است. دوم آن که خانوم تان به « نوشیدن الکل پیش از سکس » شرطی و به گونه ی روانی وابسته می شوند. سوم این که توانایی جنسی زنان و مردان باید آن چنان افزایش یابد که با آب و نان خالی هم بچرخد ! »

افسوس که هنوز از بار سنگین و کمرشکن وابستگی ( اعتیاد ) به تریاک و مواد مخدر برون نیامده ، گرفتار رشد نگران کننده ی آمار سوءمصرف و وابستگی ( اعتیاد ) به الکل و مواد محرک شده ایم.

بسیاری بسته شدن مشروب فروشی ها را دلیل اصلی همه گیری ( اپیدمی ) سوءمصرف و وابستگی ( اعتیاد ) به تریاک و مواد مخدر می دانند ، اما من چنین می پندارم که نبود برنامه ریزی و مدیریت « شادی و لذت مشروع » ما را به چنین فرجام ناگواری کشاند. آیا پافشاری بد فرجام  بر « لذت ستیزی » غیر منطقی ، ما را به وادی « لذت پرستی » نادرست نکشانده است ؟!؟

من بر این باورم که بدون مصرف مواد مخدر یا محرک و بدون پناه بردن به سیگار و الکل هم می توان به خوبی شادکامی و کامروایی را در زندگی جاری ساخت.

بی گمان درباره ی شیوه های « زندگی سالم » باید بیش از این نوشت.

کوتاه سخن آن که سکس خوب و کامیابنه نیازمند الکل و سیگار و اکس و کوفت و خوره و زهر مار نیست ! به آجیل مشکل گشا ( وایاگرای وطنی ) ، سیر و پیاز خام ، دارچین ، فلفل سیاه ، حبوبات پخته شده ، سبزی جات تازه ، و اگر پولش را داشتید زعفران ، انبه و خاویار پناه ببرید.

مگر نخودچی / کشمش - این وایاگرای وطنی تهی دستان و مستمندان - در درازای تاریخ کهن مان همدم و مونس و یار جیب مردان این مرز پر گهر نبوده است ؟!؟

به جای الکل و اکس و سیگاری و .... به همین « وایاگرای همراه دست اول » پناه ببرید. « سفر » بی خطر ! 

نخودچی / کشمش - این « وایاگرای وطنی همراه » ، همراه اول شما در « سفر » های نوروزی و نانوروزی تان باد ؛ به قول اسدالله میرزا : فقط مواظب باشید از « سفر » جا نمانید !!

آجیل مشکل گشا را جایگزین الکل و نخودچی / کشمش را جانشین عرق کشمش کنید. نگران نباشید؛ زیان دیدید ، به قول حسن جغجغه : اونش با من !!!  

 

آجیل مشکل گشا : وایاگرای وطنی ما ایرانیان !!!        

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Thu 27 Nov 2008ساعت 14:58  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  | 

 

INTIMACY صمیمیت و نزدیکی

 

 

دیروز بامداد بی درنگ پس از این که گوشی همراه خودم را روشن کردم ، اس ام اسی روان شناسانه و روشنگرانه ( ! ) به گوشی ام نشست:

« زنان از مردان ۷ تا خواسته دارند : 

۱- سر به زیری گوسفند

۲- بخشندگی گاو

۳- وفاداری سگ

۴- نجابت اسب

۵- قوت فیل

۶- شهوت شتر

۷- آلت خر !  »

 

صمیمیت و نزدیکی عاطفی - احساسی INTIMACY

 

شگفت زده بار دیگر اس ام اس را خواندم و در اندیشه فرو رفتم. گویا موارد از سوی زوج درمانگری حرفه ای پشت سر هم ژرف نگرانه و موشکافانه ردیف شده بودند.

در کار بالینی پافشاری زنان بر هر یک از این موارد را بارها و بارها شاهد و ناظر بوده ام؛ هر چند که راست مدارانه ( صادقانه ) باید اعتراف و اذعان نمایم که بر خلاف باور اغلب مردانی که این اس ام اس را برای دیگران فرستاده و می فرستند - کمترین پافشاری خانم ها بر هفتمین مورد ، یعنی درازا و پهنای آلت آمیزشی مردان بوده و هست.

برآورده شدن نیازهای عاطفی ، احساسی و هیجانی برای زنان اهمیتی بسیار فراتر از نیازهای جنسی - شرمگاهی شان دارشته و دارد. هماغوشی و نوازش گرم ، همدلانه و صمیمانه برای بیش تر زنان بسیار مهم تر و ارزشمند تر از فرآیند درونرفت ( دخول ) آلت تناسلی مردان در واژن ( آمیزراه ، زایراه ) شان بوده و هست.

افسوس که مردان بسیار بیش تر از آن که به مهارت آموزی و هنرمندی در روند معاشقه ، هماغوشی و نوازش ( FOREPLAY ) بپردازند ، به قاطعیت ورزی در فرآیند درونرفت ( دخول ) می اندیشند و به جای پرورش و رشد ویژگی های نیک شخصیتی - رفتاری خود ، همواره دغدغه و نگرانی رشد و گسترش درازا و پهنای آلت آمیزشی شان را دارند. افسوس !!!

 

صمیمیت و نزدیکی INTIMACY

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Tue 25 Nov 2008ساعت 8:0  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  | 

روابط فرا ( خارج ) زناشویی { خیانت به همسر }

 

برقراری روابط عاطفی و آمیزشی ( جنسی ) فرا ( برون ) زناشویی از سوی زنان افزایش چشمگیر و نگران کننده ای نشان می دهد. این تنها دیدگاه من نیست. نظر و مشاهده ی بالینی بسیاری از زوج درمان گران است که بارها و در ایستارهای گوناگون آن را با من در جریان گذاشته اند. این عبارت ، سوتیتر گزارش چندی پیش صفحه ی اجتماعی روزنامه ی اعتماد هم بود.

برقراری روابط بیرون ( فرا ) زناشویی ، علل و عوامل پر شمار و گوناگونی دارد اما هم چون طلاق هرگز یک نفر در آن مقصر و گناه کار صد در صد نیست ! به واقع ، حتا در برقراری چنین روابطی از سوی شوهر عیاش ، همسر در نگاه نخست « مورد ستم واقع شده » هم چند درصدی بار تقصیر و اشتباه را بر دوش دارد که دست کم به برگزیدن چنین همسری مربوط است !!

برخی از شوهران در رویکرد زنان شان به سوی این گونه روابط - که از روابط تلفنی و اس ام اسی عاطفی آغاز شده و به روابط جنسی و آمیزشی می انجامد - نقش عمده ای دارند که از آن جمله می توان به شوهران دچار اختلال یا ویژگی های پر رنگ در خودمانده ( آسپرگر ) ، شخصیت درخودمانده - تنهایی گزین ( اسکیزوئید ) ، شخصیت مردم گریز - پرهیز مدار ( اوویدنت ) ، شخصیت نظام مند - قانون مدار ( وسواسی - جبری ) ، شخصیت وابسته ( دیپندنت ) ، شخصیت منتقد - افسرده ( دپرسیو ) و به طور کلی آدم های سرد ، اضطرابی ، ناهیجانی و درون گرا ، و نیز افراد دچار اختلالات وسواسی ، به ویژه « اضطراب ها و وسواس های ذهنی - عملی جنسی - آمیزشی » و .... اشاره نمود. 

اینان با برآورده نساختن نیازهای عاطفی و آمیزشی زنان خود و نکوهش آن ها - به دلیل بیان این گونه نیازها و درخواست برآورده شدن گاه به گاه آن ها و دست آخر گله و شکوه از چشم فرو بستن شوهران شان بر این نیاز غریزی و خداوند آفرین شان - مقصر و گناه کار اصلی در کشیده شدن زنان شان به سوی آغوش مردانی جز شوهران شان هستند. شوهرانی که از ادای تکلیف شوهری گریزان و هراسان بوده و از مراجعه برای درمان اضطراب ها ، وسواس ها و سردمزاجی و کمبود میل جنسی شان نیز رویگردان هستند. 

در به بینش رساندن این گونه مردان کمی تا بسیاری « شوت و اوت » - نادان و گریزان - بر پایه ی مکتب « فیلم درمانی » می توان از فیلم های « سگ های پوشالی ( Straw dogs ) » ، « خیابان هانوور ( Hanoover street ) » ، « ماری آنتوانت ( Marrie antoinette )  » ، « مادام بوواری ( Madam Bovari ) » ، « امتیاز نهایی ( Match point ) » ، « افسانه ی 1900 ( The Legend of 1900 ) » ، « وکیل ( جانشین ) هادساکر » ، « بی وفا ( Unfaithful ) » و ......... به بهترین و شگفت انگیزترین صورت سود جست. به ویژه از پنج فیلم نخست که زبده ترین زوج درمانگر هم نمی تواند به اندازه ی این پنج فیلم در به بینش ( Insight )  رساندن شوهر « شوت و خواب زده » سودمند واقع شود !!!

 

سگ های پوشالی : اثر ماندگار و درخشان سام پکین پا

 

 

به ظاهر راضی و خشنود : سگ های پوشالی ( سام پکین پا )       

 

اگر دوستعلی خره هم خانم عزیزالسلطنه را به کام دلش می رساند و با پدر سوختگی های همیشگی اش یک شب نمی گفت : مریضم ، یک شب نمی گفت : حال ندارم ، یک شب نمی گفت : من کوفته ام ، من خسته ام و مانند آن  پس آن گاه همسرش درست وسط کار پیدا کردن جنازه ی سر بریده شده ی شوهر جوان مرگ شده اش ، در آغوش شازده اسدالله میرزای چشم چران و دزد ناموس رهسپار سفر سیاحتی - مقاربتی سان فران سیس کو نمی شد !!!

والا ، دروغ چرا ؟ تا قبر آ آ آ آ !! من یکی که عزیز خانوم را مقصر و گناه کار اصلی نمی دانم. شما چه طور ؟!؟

 

شادروان همیشه ماندگار بانو پروین ملکوتی : بازیگر نقش عزیزالسلطنه

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Thu 6 Nov 2008ساعت 7:40  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  | 

 

فیلم های آلمانی زبان در ایران کمتر شناسانده شده و می شوند.

فیلم های فرانسوی زبان از این دیدگاه نیک فرجام ترند. اثری ست که جشنواره ی سینمایی کن می بخشد ، یا شمار بیشتر آنان که این زبان را - نسبت به زبان آلمانی - می آموزند ، نمی دانم.

مدت ها بود که می خواستم درباره ی فیلمی که از زندگی نامه ی « دکتر مگنوس هیرش فلد » در آلمان ساخته شده است ، بنویسم :

« اینشتین سکس ( Einstein of Sex ) » !

فیلمی که به زندگی شخصی ، حرفه ای ، علمی و اجتماعی پر فراز و فرود این سکسولوژیست آلمانی سده ی نوزدهم و بیستم میلادی می پردازد و شخصیت ، کردارها و دستاوردهای او را در معرض دید و نظر بینندگان قرار می دهد.

 

دکتر مگنوس هیرش فلد

 

فیلم هم چون فیلم « کینزی » - که به زندگی « دکتر آلفرد کینزی » سکسولوژیست آمریکایی می پردازد - با کودکی و نوجوانی  و جوانی مگنوس کنجکاو و بازیگوش آغاز می شود و سپس زندگی خصوصی هوموسکسوال گونه ی او می رسد.

مگنوس جوان در دوران آموختن پزشکی « غیر طبیعی » و « انحراف » بودن کردار هم جنس گرایی را نمی پذیرد ، و پس از برخورد بالینی با شمار فراوانی از خودکشی هم جنس گرایان ( Homosexuals ) و افراد دچار اختلال هویت جنسی خواستار تغییر جنسیت یعنی ترنس سکسوال ها ( Transsexuals ) ی طرد و نادیده انگاشته شده از سوی اجتماع آلمان و اروپا ، بر علیه قانون مدنی هوموسکسوالیتی ستیز ۱۷۵ آلمان برمی خیزد.

ادبیات اروپا ، از جمله آثار « اسکار وایلد » - نویسنده ی نام آور هوموسکسوال انگلستان - را مرور می کند و از بزرگانی هم چون « هرمان هسه » و ............ و از جمله سکسولوژیست نام آور و پیشرو « ریچارد فون کرافت ابینگ » در کمپینی امضا گرد می آورد تا قانون پیوست اصل ۱۷۵ قانون مدنی آلمان را در مجلس شورا حذف و باطل نماید.

فیلم با به نمایش گذاشتن گوشه ای از کوشش ها و دستاوردهای علمی و پژوهشی این پزشک و سکسولوژیست بنیان گذار « نخستین انستیتو سکسولوژی در اروپا » به پیش می رود تا به سال های تاریک ۱۹۳۲ تا ۱۹۳۹ آلمان - دوران خیزش و فروزش جنبش نازی های افراطی پیراهن قهوه ای و چکمه مشکی می رسد.

 

یورش سازمان جوانان حزب نازی به انستیتو سکسولوژی مگنوس هیرش فلد

 

سازمان جوانان حزب نازی به « انستیتو پژوهش جنسیت » دکتر مگنوس هیرش فلد یهودی تبار یورش برده و آثار موزه ، کتاب های کتابخانه و پرسش نامه های پژوهش های علمی و اجتماعی او را با خود به یغما برده و همراه با آثار نویسندگان و روشنفکران بزرگ اندیشه و ادبیات آلمان و اتریش در آن « کتابسوزان و هنر سوزان » فراموش ناشدنی حزب نازی به آتش می کشند.

 

سوختن آثار مگنوس هیرش فلد در کتابسوزان بزرگ فاشیست های آلمانی حزب نازی

 

نام مگنوس هیرش فیلد یهودی در کنار دیگر نویسندگان ، پژوهش گران ، هنرمندان و موسیقی دانان نواندیش و دگراندیش آلمانی پای هیمنه ی آتش خوانده می شود تا برای همیشه در تاریخ نام شان یادآور ننگی سترگ باشد.

 

هر چند تم فیلم بیش از آن که به اثری هنری بنماید ، به فیلم های بیوگرافیک نیمه مستند BBC و VOA شباهت دارد ، اما تماشای این فیلم را به ویژه به دوست داران تاریخ اندیشه و پیشینه ی سکسولوژی بالینی و سکس تراپی پافشارانه سفارش می نمایم. از دیدگاه پیشینه شناسی و کرونولوژیک ، ارزش این فیلم بی گمان بیشتر از فیلم « کینزی » است.با وارد نمودن واژه ی   magnus hirschfeld در سیستم جست و جوی تصویر گوگل می توانید مروری کوتاه بر زندگی او پیش از به تماشا نشستن فیلم زندگانی اش داشته باشید.............

 

اینشتین سکس : دکتر مگنوس هیرش فلد

 

+ مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin  نوشته شده در  Fri 26 Sep 2008ساعت 21:31  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )  |