شتاب بخشیدن به درمان با سود جستن از سینما – بخش نوزدهم
مدفون نشدن در فناوری های گوناگون
دکتر بهنام اوحدی*
فناوری فقط در عرصه ی زندگی واقعی ، آدمی را از زندگی دور نساخته است. همین دگرگونی را در زمینه ی جلوه های ویژه ی رایانه ای صنعت سینما نیز پدید آورده است. بنابراین آدمی نه تنها آن هنگام که پا از کاشانه بیرون نهاده و رو به جایگاه پیشه می رود ، که حتا در لحظات زودگذر فراغت هم - بی آن که خود هشیار و آگاه باشد – از زندگی طبیعی دور شده و می شود. در چنین حالتی چه گونه آدمی می تواند به پیش نیاز و لازمه ی اصلی معنویت واقعی ، یعنی « یگانگی » ، به معناي احساس نامتمايز بودن آدمی از دنياي بيرون او - طبيعي و فراتر از طبيعي - و به عبارت بودا « احساس يگانگي » دست پیدا کند ؟ از دست رفتن این احساس « یگانگی » مهم است ؛ چرا که « یگانگی » احساس مسئوليت در برابر همه، احساس تعهد همه جانبه و يك شیوه ی ارتباط فداكارانه با دنياي پيرامون خود بوده و بازتابي از يك پارچگي ذهن، جسم و روح است. اندازه ها و چهارچوب های ما را گسترش داده و مرزهاي ما را فراخ ساخته و جدایی بين خويشتن آدمی و جهان پیرامون او را كمرنگتر مينماید تا به گونه ای فراتر از فرد شناخته شود و احساس شور و فراز (همان احساس عاشق شدن ) را بيشتر و بيشتر تجربه کند. همین « احساس یگانگی با جزء جزء هستی » ست که سبب می شود تا آدمی ، خود را از بال آسیب دیده ی آن پرنده ، بی مادر شدن آن بچه آهو ، شکسته شدن شاخه ی گیاه و به یغما رفتن درختان فلان جنگل جدا و بی گانه نداند. همین « احساس یگانگی و پیوستگی » ست که باعث می شود تا ما برای بقای نسل نژاد « پاندا » در چین یا نجات جان فلان حیوان در باغ وحشی دور همان اندازه دل بسوزانیم که برای فرزند و حیوان و گیاه خانگی خود. افسوس که مدفون شدن در فناوری های گوناگون این « زندگی مادی » ، بیشتر آدمیان را از زندگی طبیعی و « احساس یگانگی » فرسنگ ها دور ساخته ، و در عمل امکان دست یافتن به « عرفان شخصی » سازنده ، در راستای « زندگی معنوی » را از آنان ستانده است.
فیلم های مستند و « راز بقا » گونه ، هر چه بیشتر تصویرگر و نمایش دهنده ی طبیعت بکر پروردگار باشند ، می توانند آدمی را از مدفون شدن در فناوری های گوناگون پیرامون ( و گاه درون ، همچون پیس میکر ، لنز یا قلب مصنوعی و .... ) او رهایی و نجات بخشند. همین فیلم ها آموزنده ی این نکته ی نغز هستند که آدمی با نگهداری از دیگر آفریدگان زنده و جاندار پروردگار – یعنی گیاهان و حیوانات خانگی و آپارتمانی – دست کم در خانه و کاشانه ی کوچک خود می تواند خود و خانواده اش را از مدفون شدن در فناوری های گوناگون ارتباطی ، جابه جایی ، پخت و پز ، شست و شو و .... ایمن و سالم نگاه دارد. نکته ای که ما ایرانیان هر روز از آن دورتر و دورتر می شویم و تشنه و شتابان راه رستگاری را در پناه بردن صرف به فناوری های پر شمار جست و جو می نماییم. در حالی که خوش بختی از آن کسی خواهد بود که در پی خوش بختی همه ی آفریده های پروردگار – اعم از گیاه و حیوان و آدمی - باشد. آن هنگام که آدمی خود را رئیس بی رقیب آفریده ها بداند و از کودکی و نوجوانی آموخته باشد که هر گاه هوس کند ، حق دارد شاخه ی روینده ای را بشکند تا دلشوره اش فرو گذارد و به جنبده ای بی آزار و بی خانمان ، حتا چندین روز لقمه ای به چنگ نیاورده ، آسان و آسوده آزار رساند ، شگفت نیست که خوی نیکوی انسانی ، شتابان و فراوان از دست برود و خصائل و سگال دیوی و ددی چیره و فراگیر شود. در این حالت چه گونه باور به « معنويت » - به معني باور به حرمت هر آن چه كه در پیرامون ماست – رخ می نمایاند ؟!؟ « احساس پیوستگی معنوی » در آدمی آن هنگام پدید می آید ، که در زندگی اش اصولا دیگران – آدمیان ، حیوانات و گیاهان – را به رسمیت بشناسد و حقوق آنان را پاس دارد و گرنه آدمی در زندگی خود خواهانه ی مادی مدفون شده و از « معنویت واقعی » و « سلامت روحی – روانی شایسته » به دور می افتد.
با چنین نگرشی از فیلم و کارتون « تارزان » ، ولو با دوبله به نام « سلطان جنگل » ، هم می توان به « احساس یگانگی » با پیرامون و پیرامونیان و « احساس پیوستگی معنوی » دست یافت. تارزانی که نماد جوانمردی ، نیکوکاری و یاری رسانی بوده و در زندگی ساده ، بی آلایش و طبیعی خود ، پیش از هر چیز حقوق دیگران – اعم از آدمی ، حیوان و گیاه – را حرمت می نهاد. افسوس که سال هاست که از نسخه های حتا پاستوریزه و استریلیزه شده ی جوانمرد بی غل و غش جنگل محروم شده ایم تا این کمترین آموزگار نیکوکاری و یاری رسانی هم آسان از چنگ مان بلغزد و از دست برود.
اما از بخت خوش هم اینک دی وی دی های پر شمار نمایشگر طبیعت بکر پروردگار ، از سوی کانال های تلویزیونی معتبر سرزمین های پیش تاخته فراهم و فراگیر شده و در پرتو نبود کپی رایت به بهای اندک در اختیار ماست. نقش و جایگاه این آموزگاران بزرگ احساس « یگانگی » و « پیوستگی معنوی » را در شتاب بخشیدن به فرایند روان درمانی شناختی – رفتاری و رشد و ارتقای سلامت تن و روان را بیش از پیش جدی بگیریم و به این آموزه ی پیامبر پاک پارسی ، زرتشت گرامی ، ایمان بیاوریم و آن را الگوی همیشگی زندگی خویش سازیم که « خوش بختی از آن کسی ست که در جست و جوی خوش بختی دیگران باشد ». آیا شایسته نیست به جای این « زندگی مادی گذرا » به « زندگی معنوی و طبیعی ماندگار » روی آوریم و این حسد و بخل و کینه و ستیز آزاردهنده و فراگیر را کنار گذاریم ؟!؟ بی گمان ، به دور انداختن « گل های مصنوعی » همه گیر و رو آوردن به « نگاهداری از گیاهان و حیوانات خانگی و آپارتمانی » - این آفریده های نیازمند حرمت و کرامت پروردگار - می تواند گام نخست سودمند و ارجمندی باشد. به پشتوانه ی پروردگار ، پس از پایان مقالات « فیلم ( سینما ) درمانی » و پرداختن به « درمان های دارویی » ، درباره ی « سود جستن از گیاهان و حیوانات خانگی و آپارتمانی در شتاب بخشیدن به درمان های پیکری و روانی » خواهم نوشت. رها باش ، شاد زی !
*روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی
نوشته شده در Thu 2 Jul 2009ساعت 8:39  توسط دکتر بهنام اوحدی ( ایران بد )
|